بالاخره پشه غیرت نیشم زد اومدم آپیدم
سلام دخترای ناز نازیم عروسکای خوشمل من و بابا حسنی به خداااااااااااااااااااااااااااااااااااشرمنده که نتونستم این مدت بیام وبتون عسیسای من اگه بگم بهتون که الانه نزدیکه یه ساله که درگیر جابجایی خونه و بنایی و اساس کشی و هزار تا کار دیگه بودیم شاید باور نکنین ولی خیلی مراقب بودم اذیت نشید 2-3 ماهی بیشتر خونه عزیز جونی و بابا طلا (مامان و بابای خودم)نوه ها به بابام میگن بابا طلا چون مثل طلاست ارزشمند ارزشش از هرچی طلا و جواهره بیشتر هم بابام هم مامانم واقعا که یه دونه اند و همتا ندارن اگه روزی صد مرتبه هم قربون صدقه اشون برم بازم کمه شماها که خیلی دوسشون دارین مخصوصا آوای بلا که وقتی میبینشون اینقدر دلبری میکنه که نگو خلاصه که چند وقتی ...
نویسنده :
مامان الی
0:48



